آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارش ارزشمند فاطمه شریعتمداری از نشست تخصصی مداخله روش‌مند در کالبد بافت فرسوده (Space Syntax) است که سه‌شنبه 12 بهمن 1389، با حضور دکتر سایمون بل (محقق ارشد دانشگاه ادینبورگ انگلستان)، در محل جامعه مهندسان مشاور ایران، برگزار شد:


"این پژوهش بر آن است تا در روشی متدولوژیکال، به احیای بافت فرسوده، با تاکید بر نقش خیابان، با توجه به مزایای اجتماعی، اقتصادی و ... آن، بپردازد. همان طور که آقای ذکاوت (از اعضای پانل)، در توضیح مطلب، اشاره داشتند، ما به دنبال انتظام‌بخشی به فضاهای باز عمومی هستیم؛ در راستای این انتظام‌بخشی است که کانسپت اصلی کار شکل می‌گیرد و آن، رسیدن به فضاهای باز هم‌پیوند است.

در روندی سلسله مراتبی، ابتدا به مطالعه وضع موجود، بر مبنای مشاهدات، پرسش‌نامه و ... پرداخته می‌شود. آقای سایمون بل متعجب بودند چرا در خیابان‌ها کودکی بازی نمی‌کند، چرا در هوای سرد زمستان، یک چایی در بستر خیابان‌هایتان نمی‌نوشید. چرا معلول حضور نمی‌یابد و .... مشاهدات، هم‌چنان به صورت کیفی و کمی، ادامه می‌یابد و در نهایت، پیشنهادات ارائه می‌شود. ابزار  Space Syntax می‌تواند به تحلیل وضع موجود، برای رسیدن به همان پیشنهادات، و یا به پیش‌بینی وضع آینده، در اثر انجام همان پیشنهادات بپردازد، پیش‌بینی، بدین‌معنی که با این تغییرات، چه تعداد تجاری و یا عابر پیاده در این خیابان حضور می‌یابند و ....

در ابتدا باید خاطر نشان کرد که خطوط در خروجی اسپیس سینتکس، به خودی خود، هیچ اهمیتی ندارند و بایستی یک "همبستگی" بین این خطوط و عامل‌های اجتماعی پیدا شود. در اینجا، می‌توان به همبستگی بالای "هم‌پیوندی محلی" با "استفاده تجاری زمین" اشاره کرد.

در اینجا، نقشه شهر تهران، در ابزار چیدمان فضا، در دو مقیاس Global و Local، مورد بررسی قرار می‌گیرد. از دو نوع نقشه استفاده می شود که یکی درجه هم‌پیوندی خطوط محوری و دیگری میزان هم‌پیوندی محلات را در کل سطح شهر نشان می‌دهد. در عین حال، این دو نوع نقشه، در چهار رده دسته‌بندی شده‌اند که حاصل، دو دسته چهارتایی می‌شود. رده اول، 25% از خطوط و یا محلاتی را که هم‌پیوندی بالایی دارند، نشان می‌دهد. رده‌های بعدی، 50%، 75% و 100% از خطوط و محلات با هم‌پیوندی بالا را شامل می‌شود.

جالب آن است که در مقیاس Global، خیابان انقلاب که از متن شماری از بافت‌های فرسوده شهر نیز می‌گذرد، دارای بالاترین درجه هم‌پیوندی و یا بالاترین میزان دسترسی است و اتفاقا مناطق شمال شهر، درجه هم‌پیوندی پائینی دارند. اما، در مقیاس Local، خیابان‌های فرعی بافت فرسوده به رنگ آبی (هم‌پیوندی پائین) هستند که این خود نشان می‌دهد که بافت فرسوده به صورت محلی، با شهر هم‌پیوند نیست. جالب‌تر آن که در اتصال خیابان‌هایی با هم‌پیوندی به شدت بالا، مانند انقلاب (به رنگ قرمز)، ناگهان خیابان فرعی در بافت فرسوده، آبی می‌شود (عدم در برگرفتن طیف رنگی) و این شرایطی است که به بافت فرسوده دیکته شده و نمی‌تواند با خیابان خوب، ارتباط برقرار کند. و این بدین معنی است که دسترسی به بافت فرسوده، "آسان" و دسترسی در آن (ارتباط خیابان‌های خوب اطراف با خیابان‌های محلی واقع در بافت)، "سخت" است، در حالی که محله‌های شمال تهران، به لحاظ محلی بهتر عمل می‌کنند. در مقیاس محلی و در مقایسه همان هشت نقشه، در رده حتی 50%، هنوز بازار و محلات فرسوده چندان هم‌پیوند نیستند و اتفاقا مناطق شمالی، هم‌پیوندیشان آشکار می‌شود.

Choice: وقتی می‌گوییم یک خیابان، Integration بالایی دارد، یعنی در سفرهای درون‌شهری، بیشترین استفاده از آن می‌شود، یعنی اگر بصورت رندوم، یک عابر پیاده را در شهر تهران رها کنیم، احتمال این که از خیابان انقلاب سر درآورد، بسیار زیاد است. اما، Choice بدین معنی است که در سفرهای درون‌شهری و برای رسیدن به مقصد، کدام خیابان‌ها، بیشتر، انتخاب می‌شوند. در اینجا، 5 مقیاس، طول سفر تا 750 متر در نظر گرفته شده است. حال در این مقیاس‌ها، همان 8 نقشه مذکور، مورد بررسی قرار می‌گیرد. یعنی 8 نقشه، در 5 مقیاس، جداگانه بررسی می‌شوند. این عمل مشخص می‌کند که چقدر خیابان‌ها در سفرهای درون‌شهری انتخاب می‌شوند و اصطلاحا چقدر سرراست‌اند. قرار دادن در مقیاس‌های مختلف نیز نشان می‌دهد که دقیقا در چه مقیاسی خوب عمل می‌کنند و مقیاس عملکرد را دقیقا بهینه می‌کند. در مقیاس 5000 متر و در رده 75%، دیده می‌شود که هنوز محلات، چندان ظاهر نمی‌شوند، یعنی میانگین خیابان‌هایی که در سر راه سفرهای درون شهری هستند، پائین است، عبور و مرور ترددی کمتر است و این یعنی خرده‌فروشی‌ها و ... ظاهر نمی‌شوند، چرا که می‌دانیم ایزوله فضایی، با خود ایزوله اقتصادی را به همراه دارد. حال، در مقیاس 2000 متر، می‌بینیم که خیابان‌های بافت فرسوده انتخاب می‌شوند، یعنی بافت فرسوده در "درون" خوب عمل می‌کند، ولی با "بیرون" ارتباطی ندارد. در مقیاس 750 متر که در واقع مقیاس عابر پیاده است، می‌بینیم که بافت فرسوده در درون خود، خدمات‌دهی خوبی به عابر پیاده دارد.

حال، در جدولی جامع، به بررسی کلی یافته‌ها می‌پردازیم. در اینجا، بهتر است چند مورد توضیح داده شود. Mobility با Accessibility فرق دارد؛ با عریض‌کردن خیابان، مشکل آن حل نمی‌شود. ممکن است یک کوچه‌باغی وجود داشته باشد، اما همیشه ترافیک در آن جاری باشد. در واقع، افزایش "دسترسی" است که باید مد نظر مسئولین شهری قرار گیرد. در ضمن، عمل کردن هم‌پیوندی در مقیاس محلی، مهم‌تر از جهانی است، چرا که در ایران، سیستم اقتصاد شهری بر خرده‌فروشی  و ... استوار است.

بعد از جدول نیز، به روی هم ‌اندازی نقشه‌ها می‌پردازیم. نتیجه در منطقه هفت، آن است که بایستی راه‌های انتخابی در مقیاس 750 متر، خوب به راه‌های انتخابی در مقیاس 2000 متر متصل شده و راه‌های انتخابی در مقیاس 2000 متر، به خوبی به 5000 متر وصل شوند. در اینجا، منطقه هفت، در کل شهر دیده شد و این عامل بسیار مهم است، چون بررسی یک منطقه در درون خود باعث "جدایی" هر چه بیشتر آن از شهر می‌شود. در این منطقه، تاکید بر 5000 متر است، چرا که این معابرند که می‌توانند بافت فرسوده را به کل شهر وصل کنند. نتیجه کلی آن است که در اولویت اول، معابر بیرون از بافت، در مقیاس 5000 متر (چون در بافت، چنین معبری وجود ندارد)، به معابر درون بافت در 2000 متر و سپس، معابر 2000 متر به 750 متر وصل شوند.

حال، پیشنهادات خود را برای اتصال بافت به خیابان‌های مذکور می‌دهیم. در تمام این مراحل، ما به بررسی "ریخت‌شناسانه" پرداختیم، اما جایگاه "مردم" کجاست؟ بدین‌منظور در "لایه کنترل"، با استفاده از تکنیک AHP، به اولویت‌دهی بر اساس داده‌های مربوط (مانند هزینه، قدمت، کاربری و ...) پرداخته، در نهایت یک نقشه در اختیار قرار می‌گیرد و مشخص می‌شود که کدام پیشنهاد اجرایی‌تر است و هزینه کمتری دارد.

در کل، این نشست، از نظر تشریح سلسله مراتب انجام کار و استفاده از چیدمان فضا در بافت فرسوده منطقه هفت تهران و نگاهی کاربردی و اجرایی به مساله و در نظر گرفتن منطقه به عنوان یک جز از کل شهر و فراهم کردن دسترسی مناسب، به منظور افزایش هم‌پیوندی با کل پیکره شهر، قابل توجه بود."

_________________________
:: سپاس ویژه از فاطمه شریعتمداری، برای ارائه گزارش این نشست