محسن اکبرزاده، نویسنده وبلاگ دورگه، در یادداشتی جالب، با عنوان جایی نرو، تا اطلاع ثانوی، احساس خود را درباره معماری موزه‌ای در سنگاپور، چنین به رشته تحریر درآورده است:


"... عزیز من، دنیا پر از سرمایه‌داران خطرناکی است که با سکه‌های امثال تو، روان‌نویس معماران روان‌پریش کج‌نهادی را پر می‌کنند که می‌توانند تجربه معماری دیروز، دانش مهندسی امروز و اشتیاق زندگی فردا را کف دست گرفته، مچاله کرده و به سطل زباله‌ای به نام فضاهای عمومی پرتاب کنند. ...

یک مرد پیدا بشود به من بگوید کدام دیوانه‌ای توانسته در یک سکانس شهری، این همه زشتی و بی‌قوارگی را یک‌جا جمع کند. این همه تازه به دوران رسیدگی، این همه سرکشی تو سری خورده را. ما، اینجا، در کنج عزلت طراحانه‌مان، باید به نان خشک این کلمات قناعت کنیم تا مرغوب‌ترین تکنولوژی بتن در دست چلاق‌ترین بندگان خدا، سیب سرخی باشد که قاچ‌شده در بشقابی عصرانه، به من تعارف می‌کنی. ..."