آنچه در ادامه می‌خوانید، پاسخ لوکوربوزیه به پرسشی است درباره معنای پیکره دست باز که این معمار پرآوازه قرن بیستم بر فراز چاندیگار هند برافراشته است، به نقل از آرش بصیرت / سایت اتووود:


"این دست، بیان‌گر یک نوع فلسفه است، پی‌آیند یک حیات مملو از پی‌جویی، شکست، پیروزی و کشمکش. از اولین ملاقاتم با آقای نهرو در دهلی و چاندیگار، این دست حضور داشت، طی سال‌ها، این دست برای من تبدیل به حد اعلا و تبلور کامل آن چیزی شده بود که ان را مغاک تامل می‌خوانم، جایی که عملکردی دوگانه دارد، هم امکان گفت‌وگو را حادث می‌کند و هم ذات گفت‌وگوی جاری میان افکار عمومی را، خارج از عرف‌ها، تحمیل‌ها و انتخاب‌های رایجِ رسمی، به چالش می‌گیرد.

یک حفره بر بلندای شهر، زیر یک دست به ارتفاع 28 متر، درست در جبهه مخالف و روبه‌روی هیمالیا در نور خورشید می‌درخشد، کف این مغاک تامل ـ دیدن، فکر کردن، گفت‌وگو در مورد آنچه واقعی است ـ 5 متر عمق می‌گیرد و پایین می‌رود و دو آمفی‌تاتر را شکل می‌دهد، چرا 2 تا، چون همیشه هر پرسش دو جنبه دارد. در آنجا چند صندلی چیده شده است، برای کسانی که دم غروب می‌خواهند آنجا به گفت‌وگو نشینند و سکویی برای سخنران و پوسته‌ای آکوستیک و البته همه اینها زیر آن دست قرار دارند که بر روی چند بـلبرینگ سوار شده که هنگام وزیدن باد، امکان چرخیدنش را فراهم می‌آورند، چرخیدنی هدفمند، برای بیان واقعیت زندگی، بیان تغییرات ثابتی که زندگی روزمره ما را تحت اشعاع قرار می‌دهند.

این دست، تنها اثر سیاسی است که من اجرا کرده‌ام، برخی می‌گویند این یک اثر ضدکمونیستی است! البته که چنین نیست، این اثر نسبت به این بده‌‌بستان‌های تفسیری باز عمل می‌کند، نشانه نوعی خوش‌بینی است به این جهان، جهانی بی‌نهایت آشفته و من می‌خواهم در این برهه تراژیک، یافتن پاسخ را به دیگران محول کنم."