ایمان شفیعی، در یادداشتی قابل تامل با عنوان "ظرفیت نقد و منتقد در چهار گام"، به نقد تشکیک فراز سلیمانی درباره اصالت طرح رتبه دوم مسابقه باغ بازار سبزوار، پرداخته است:


"1. تصمیم‌گیری داوران عموما دو جنبه دارد: یکی معیارهای از پیش تعیین شده، مطابق با خواسته‌های برگزارکنندگان و دیگری معیارهای شخصی داوران. موضوع معیارهای شخصی هم به معماری مرتبط ‌شود. نمی‌توان منکر این شد که تفکر شخصی معمار نقش مهمی در تبدیل موضوع به محصول دارد، سلیقه یا مدل فکری است که به گرایشات یک دفتر معماری جهت می‌دهد. به علت تعدد دیدگاه‌ها در دوران معاصر، قضاوت در مورد اثر هنری نیز امری نسبی است، پس درصد زیادی از نتایج مسابقات معماری، با تفکرات شخصی داوران مرتبط است.

2. پروژه دوم مسابقه مذکور، با استفاده از نرم‌افزار، به عنوان تکنیک طراحی، شکل گرفته است و طراحان توانسته‌اند از این تکنیک در جهت خلق اتفاقی جالب بهره گیرند. این که از یک الگوی تاریخی برای شکل‌گیری پوسته در پلاگ‌این گراس‌هاپر استفاده شده است، نشان‌گر تسلط طراحان در استفاده از این ابزار روز معماری است. با بررسی چند پروژه از این گروه طراحی، دریافتم که این موضوع، یک مدل و چالش فکری برای آنها است که در چند پروژه آن را تجربه کرده‌اند و این بیانگر داشتن رویکردی تعریف شده در حوزه‌ معماری است.

3. قصد من، محاکمه نقد فراز سلیمانی نیست، بلکه دیدگاهم را در این مورد بیان می‌کنم. فراز عزیز، شما نه تنها تعریف سنتی نقد، یعنی جداسازی سره از ناسره، بدون حب و بغض را زیر سوال برده‌اید، بلکه تعریف مدرن نقد، یعنی نقد محتوا را نیز در نظر نمی‌گیرید. چند موضوع مهم در نقد شما وجود دارد. یکی عنوان نقد شما است: کردانیسم! کردانیسم در فرهنگ لغات آکسفورد به معنی فلسفه و استراتژی دروغ گویی به مردم است که به نظر می‌رسد بار احساسی عنوان بر وجه عقلی اش بیشتر است. دیگری بحث اصالت است. کامران افشارنادری نقد اصالت را نوعی تفتیش عقاید می‌داند. طیف گسترده ای از معماران، از لوکوربوزیه و میس وندر رو تا کولهاس و بیارکه انگلس از تفکرات یکدیگر تاثیر می‌پذیرند، بدون اینکه ارجاع دقیقی به آن داشته باشند. علیرضا تغابنی هم در مورد اصالت ایده مطرح می‌کند که در دنیایی که همه چیز نسبی است، اریجینالیتی هم مفهومی نسبی است. لذا موضوع معماری امروز، خوانش‌های جدید و انتقادی است که می‌تواند وجه هنری اثر معماری را بالا ببرد.

4. تا دوره‌ای، یکی از معضلات معماری ایران، عدم نقد و نقدپذیری بود، اما به نظر می‌رسد که امروزه این معضل به سمت عدم نقد صحیح گرایش پیدا کرده است. برای نقد می‌بایست تکلیف منتقد با موضوع معماری مشخص و میزان تسلط او بر اثر مورد نقد، کافی باشد."