آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارش ارزشمند فاطمه شریعتمداری، از نشست بازیابی فضاهای رهاشده شهری: دروازه‌ها است که دوشنبه 3 مرداد 1390، در خانه هنرمندان ایران برگزار شد:


"در این نشست، بحث پیرامون فهم دروازه، آستانه، "ورود"، "خروج" و ... صورت گرفت که این مفهوم، به واقع دارای هویت خاص و واجد ویژگی مکانی نیز هست.

مفهوم ورود و خروج، بایستی توامان با هم در نظر گرفته شده و شرایط ادراکی فرد، در کنار وضعیت بصری و فیزیکی مورد لحاظ قرار گیرد که ترکیب این عوامل، مساله پیچیده‌ای را پیش رو می‌نهد.

در فهم ورودی، نباید یک نقطه ابتدایی و انتهایی را در نظر آوریم، بلکه در اینجا با یک عرصه مواجهیم. در بررسی صورت گرفته در فهم معنای ورودی در شهرهای قدیمی چون اصفهان، یزد و ...، به یک "عرصه فضایی" با کارکردهای مختلف ارتباطی، اقتصادی، اجتماعی و ... می رسیم که دروازه، نشانه ای از ورودی بوده است و نه خود آن، و این امر لزوم "تصحیح نگرش به دروازه" را آشکار می‌سازد. البته در مقایسه وضعیت قدیم و امروز، توجه به تفاوت در پارامترهایی چون سرعت حرکت، نظارت پذیری، نحوه گسترش شهر، کارکردها و عملکردها، ویژگی‌های سمبلیک و ... ضروری است. در هر صورت، در وضعیت معاصر، نباید ورودی را در حد یک خیابان و یک لایه اولیه ببینیم، بلکه چون گذشته، این "عرصه"ها هستند که بایستی مورد توجه قرار بگیرند.

در نهایت این که در سامان‌دهی مبادی ورودی، بایستی میان‌رشته‌ای بودن پرداخت به این موضوع را مورد توجه قرار داد و همچنین وجود سازمان منسجم در تصمیم‌گیری، نظارت و اجرا در خصوص ورودی شهرها و توجه به اقدامات زمینه‌ای قبل از ورود به اقدامات طراحی شهری از ضروریات است و مانع از رویکرد آرایشی و تزئینی گذشته‌گرا به ورودی شهرها می‌شود.

آقای ذکاوت نیز تاکید داشتند رویکرد "راهبردی" به طراحی شهری، توجهات "موضوعی" را مطرح می‌کند و در واقع، به موضوعات کلیدی و مسائل کیفی شهرها توجه دارد که یکی از این موضوعات، همان آستانه‌ها هستند. ایشان اشاره داشتند که اساسا شهرها با گذر از مقیاس گذشته به مقیاس متروپل، با چالش‌های "کاملا متفاوتی" مواجه می‌شوند. در قدیم، کشیده شدن فعالیت‌های بازار و ...، "ماهیت" ورودی‌ها را شکل می‌دادند، اما امروزه هویت آستانه‌ها، متناسب با حاشیه شهر و فعالیت‌هایی که مناسب قرارگیری در آن پهنه است، چون استادیوم و ... و انضباط سبز، اکولوژیک و دسترسی مرتبط با آن و ارتباط با کانون‌های دور و نزدیک در محورهای مواصلاتی خارج از شهر شکل می‌گیرد. البته فرصت های بسیار ویژه‌ای نیز از داخل شهر برای آستانه‌ها در مقیاس متروپل ظاهر می‌شود و آن شناسایی "فضاهای رهاشده" و در ارتباط با مرکز شهر و پروژه‌های بسیار خاص طراحی شهری در انضباط عملکرد و فعالیت در کانون‌های دروازه‌ای است و توجه به پهنه‌های آستانه‌ای با انضباط کالبدى بسیار شاخص و خوانا و تلفیق با مرکز شهر در صدر اهمیت قرار می‌گیرد."

_________________________
:: سپاس ویژه از فاطمه شریعتمداری، برای ارائه گزارش این نشست