زهرا رستمی، نویسنده وبلاگ انسان، طبیعت، معماری، در یادداشت جالبی، با عنوان طرح سه، کیلویی چند آقا؟، روایت تلخ و تکان‌دهنده‌ای از نحوه فروش پروژه‌های دانشجویی معماری، ارائه داده است که جا دارد برای برطرف کردن این معضل فراگیر، چاره‌اندیشی شود:


"... در دفتر فنی، منتظر ایستاده بودم که یک دختر و پسر وارد شدند:

ـ آقا، طرح سه دارین؟
: فرهنگی یا موزه؟

ـ یکی‌مون فرهنگیه، یکی‌مون موزه.
: موزه چی؟

ـ موزه خاک، کانسپتم داشته باشه آ.
: کدوم دانشگاهید؟ اسم استادتون چیه؟

ـ دانشگاه ...، اسم استادمون، دکتر ....
: آره دارم، بیا ببین، خوشت نیومد، مغازه بغلی‌ام یه سر بزن.

بعد پسرک را صدا کرد پشت مانیتور، تا ببیند طرح سه دلخواهش هست یا نه؟
ـ آره همین خوبه، فیت صد در هفتادش کن.

خیلی جالب بود. ... کنجکاو شدم بدانم چرا اسم دانشگاه و استادشان را پرسید.
: آخه خانم از دیروز چنتا فروختیم. البته من از همه این سوال رو می‌پرسم؛ یه وقت دو تا کارو برای یه استاد و یه دانشگاه نزده باشم. اینا که خودشون حواسشون نیست، من حواسم نباشه، همینا فردا میان شاکی میشن. بالاخره باید مشتریامون و تو دستمون نگه داریم. بعد خندید و گفت هنوز با طرح نهایی‌شون، سه تا دیگه مونده.

حال بدی پیدا کردم. اصلی‌ترین درس رشته معماری، راحت‌تر از سوسیس فروخته می‌شود. آخر چگونه می‌توانند اسم خودشان را بعد از فارغ‌التحصیلی، معمار بگذارند. مگر استاد در کلاس، نظاره‌گر روند طراحی نبوده، حتما نبوده که دانشجو به این راحتی، در پایان ترم، یک پستر روی دیوار می‌چسباند. پس در آن کلاس، جز طراحی چه خبر بوده است. کاش به جای نمایشگاه در موقع تحویل پروژه و به‌به گفتن‌های بی‌مورد، ملاک نمره، زحمت دانشجو و تلاشش در طول ترم، به طور مستمر، اهمیت پیدا می‌کرد.

اما این ماجرا سر دراز دارد و این قضیه فقط به کلاس طرح خلاصه نمی‌‌شود. نزدیک امتحان مبانی نظری بود. روز قبل، به طور اتفاقی متوجه شدم در یکی از این دفاتر فنی، مقاله نیز فروخته می‌شود. یک نفر مسول بود تا صفحه اول مقالات را به نام دانشجو و استاد و دانشگاه ...، در برنامه ورد درست کند و چاپ و تحویل دهد. از روی کنجکاوی، روز قبل از امتحان، سراغ مغازه‌دار رفتم:

ـ سلام .مقاله لاتین با ترجمه مربوط به معماری یا مبانی نظری دارید؟
: اسم استادتون چیه؟

ـ استاد ....
: نه، نداریم؟

ـ اِ، چرا؟ حال چه ربطی به اسم استادمون داشت؟
: آخه هر چی مقاله لاتین در مورد مبانی نظری و معماری، تو کامپیوترمون داشتیم، به شاگردای مهندس ... فروختیم. الان به شما بدم، تکراریه. ..."

... غفلت استاد و تنبلی و بی‌هدفی شاگرد، پا به پای هم، در این نظام آموزش پیش می‌روند. ...
به کجا خواهیم رسید، با این همه تلاش و هدف، با این همه انگیزه؟
راستی مقصر کیست؟"