اکبر تشکری‌نیا، مدیر عامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران، ١٩ آذر ١٣٨٩، در گفتگو با خبرگزاری مهر، از پایان ساخت یک مرکز قرآنی، به نام "تهران سرای قرآن" در سال ١٣٩٢، خبر داد، مجموعه‌ای که کلنگ آن در ماه رمضان سال جاری، در زمین‌های عباس‌آباد، به زمین خورده است و پس از احداث، به عنوان یکی از نمادهای ویژه معماری شهر تهران شناخته خواهد شد.


تشکری‌نیا با اشاره به این که معماری تهران سرای قرآن، بر پایه نظریات اندیشمندان اسلامی اجرایی می‌شود، در خصوص معمار پروژه و نحوه انتخاب آن، بدون ذکر نام شخص خاصی، خاطرنشان کرد: "قرار بود معمار تهران سرای قرآن، با برگزاری مسابقات بین‌المللی انتخاب شود که به دلیل محدودیت‌هایی از قبیل مسلمان بودن و ایرانی بودن، برای شناخت معماری ایرانی اسلامی، این اقدام صورت نگرفت. در حال حاضر، یکی از بهترین معمارهای جهان که ایرانی بوده، برای معماری تهران سرای قرآن انتخاب شده است که در جهان غرب نیز بسیار مشهور بوده و شناخت کاملی از معماری ایرانی اسلامی دارد."

توصیفات کارفرمای تهران سرای قرآن از ویژگی‌های معمار انتخاب‌شده برای این مجموعه، موجب گمانه‌زنی‌هایی در محافل معماری شد، از جمله، سایت آرونا، تیتر یکی از خبرهای خود را این‌گونه انتخاب کرد: نام معمار "تهران سرای قرآن" را حدس بزنید ... 

با اینکه کارفرمای پروژه در گفتگوی خود، هیچ اشاره‌ای به نام معمار آن نکرده بود، ولی پس از مدتی، نام "فرشید موسوی"، معمار ایرانی مقیم خارج از کشور، به عنوان معمار تهران سرای قرآن، بر سر زبان‌ها افتاد که این خبر، حاشیه‌های فراوانی را در هفته گذشته ایجاد کرد، تا جایی که موضوع انتخاب این معمار، در جلسات شورای شهر تهران نیز مطرح شد و انتقادات فراوانی را برانگیخت، چرا که از دید برخی اعضای این شورا، انتخاب یک معمار مقیم خارج از کشور و شرکت انگلیسی او، هیچ سنخیتی با کاربری قرآنی پروژه و ادعای کارفرما در خصوص اسلامی بودن معماری آن، ندارد. 

در پی انتقادات مطرح‌شده از سوی اعضای شورای شهر، نسبت به روند انتخاب معمار تهران سرای قرآن، شهردار تهران و مدیر عامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی، نیز در مقام پاسخ‌گویی برآمده و بر رعایت تمام ضوابط قانونی در انتخاب معمار پروژه و تلاش برای برطرف کردن شبهات موجود، تاکید کرده‌اند.

با توجه به تجارب ناموفق گذشته در تحقق شعار لزوم دست‌یابی به معماری برخوردار از هویت ایرانی اسلامی، که اغلب دستاوردی جز برداشت‌ها و تقلیدهای سطحی از معماری تاریخی در برنداشته، امید است این بار، تهران و ایران، به خاطر این نوع محافظه‌کاری‌ها و مباحثات تکراری، از داشتن یک اثر معماری طراحی‌شده به دست یک معمار توانا و شناخته‌شده در عرصه بین‌المللی که خوشبختانه ایرانی هم است، محروم نشود، چه بسا، حاصل کار ایشان که به ظاهر، شناخت چندانی از معماری ایرانی اسلامی ندارد، بیشتر از آثار بسیاری از مدعیان این عرصه که تا به حال، به اندازه کافی، امتحان خود را پس داده‌اند، برخوردار از روح ایرانی اسلامی باشد.